صبح ظهور**کلب الرقیه**

درباره




الهم صلی علی فاطمة وابیها و بعلها و بنیها و سّر المستودع فیها به عدد ما احاط بهی علمک
الهم الرزقنا شهادت فی رکاب مولانا صاحب العصر والزمان
الهم عجل لولیک الفرج

fatemeamini2010@yahoo.com

موضوعات

» امام عصر (ارواحنا فداه)

» امام حسین(علیه السلام)

» حضرت زهرا(سلام الله علیها)

» حضرت رقیه(سلام الله علیها)

» کربلایی جواد مقدم

» انا کلب الرقیه

» تزکیه نفس

» دلونشته ها

» اشعار

برچسب‌ها

» شهادت (3)

» حضرت فاطمه الزهرا (3)

» دلنوشته ها (3)

» مدینه (2)

» بقیع (2)

» مهدی فاطمه (1)

» حضرت فاطمة الزهرا (1)

» انتظاردلنوشته (1)

» هدیه به بی بی (1)

» سوره یس (1)

» جمعه (1)

لینک دوستان

» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» چشم انتظار مهدی فاطمه
» ســـــنا جانـم
» تنها وبلاگ اختصاصی کربلایی حسین عینی فرد
» صراط الفلاح
» عاشقانه ترین شکل ممکن با امام نقی(ع)
» ای نفست یار و مدد کار ما
» سربازان گمنام امام زمان(عج)
» حدیث
» یا من اسمه دوا وذکره شفا
» دختری از این دیار سرخ
» لبیک یا صاحـــــــــب الزمان (عج)
» Anti zionism
» معجزات بسیار بسیار عجیب
» ضدصهیونیست
» کاش این جمعه بیاید...
» سربدارن313
» یوسف نرگس
» مه رویان بستان خدا
» افتاب نیمه شب
» طلبه فاطمه
» شاهیندز
» ܓ✿مبارزه با شیطان پرستیܓ✿
» عزاخانه
» کریم بقیع
» علمدار
» بازی باعشق
» ◄☫آفتاب مهربانی☫►
» دختران مثبت 91
» افکار دو بچه ریش دار...
» عطر جمکران
» هیئت یازینب(س)شهرستان بن
» .... روزي او خواهد آمد از كوچه هاي باران
» نوکران مهدی (عج)
» مجموعه فرهنگی مذهبی محبان الزهرا س
» جمعه های انتظار
» bazi ba eshgh
» ظهور313
» افیق قتلگاه شیطان
» شیعه مهدی
» یا مهدی موعود
» یا صاحب الزمان ادرکنی
» تبادل لینک
» یازدهمین دلشکسته
» یا حسین عطشان
» وبلاگ رسمی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای دهنوی
» اخبار مهدوی
» صراط حمید
» صاحبدل
» امامان شیعه
» آیین زهرا
» او میگفت...
» دلتنگ...
» سلام بر مهدی
» ظهور نزدیک است
» یاربیع الانام
» هیئت منتظران المهدی-قم
» امام علی
» راه بهشت
» عصر ظهور
» بقیةالله(عج)
» حجاب و عفاف
» اخرین منجی
» منتظر
» 313نصر
» اسلام دین حق(کد نوای مذهبی)
» منتظران ظهور
» دعاها و اذکار الهی
» در انتظار مهدی (عج)
» هیئت مذهبی مکتب الزینب(س)زنجان
» امام زمان (عج)
» خانه دوست کجاست؟
» امام عصر
» معصومه
» قلمدون
» ••●مهــــــــدویـــــــت●••
» دعا کلید ظهور (اللهم عجل لوليك الفرج )
» چشم انتظار
» ادعیه مصور
» خرید ساعت مچی
» خــورشــــیـــد من بــر آی
» امام زمان امام عصر
» محب الرضا
» کلب العلی
» اَینَ طالِبُ بِدَمِ اَلمَقتولِ بِکَربَلا
» جمعه مقدس
» محب الرضا
» ☼☼☼ عـصــر ظـهــور ☼☼☼
» ظهور نزدیک است
» اللهم عجل لوليك الفرج
» وبلاگ مذهبی امام رضا(ع)
» ...لاحول ولا قوه الا بالله...
» پایگاه اینترنتی امید ظهور
» کانون مجازی مهدویت
» یا مهدی (عج)
» کنیز رضا
» غربت امام مجتبی(علیه السلام)
» پایگاه جامع کربلایی جواد مقدم
» عصر انتظار بروایت بحارالانوار جلد 13
» سرزمین عشق
» ایینه خدا
» کاش این جمعه بیاید...
» منتظران ظهور
» ناعي الحسين سيد محمد الصافي
» ا لسلام علیک یا فاطمة الزهراء
» تفسیر قران مجید و سنت نبوی
» آمده ایم تاانسان باشیم
» بانک قالب های وبلاگ
» مرتضای مجنون
» منتظران ظهور
» خانه دوست کجاست
» بانوی آسمانی
» حلقه صالحین مسجد امام حسین (ع)
» زندگی برتر
» .:: بشری ::.
» کسی که آمدنی بودوهست می آید
» حسین (ع)ارباب بی کفن هر حنجره ایی لایق آوای تو نیست....
» سلطان كربلا
» خودمونی
» الغوث
» ♥ܓܨ ★(¯`*شاه پرے*´¯)★ ܓܨ♥
» سخن عشق در حكمتانه
» منجی
» یا ساقی العطاشا
» پدری مهربان
» سمت و سوی خدا
» دلتنگ خدا...
» عشق واقعی(الله)
» نبی الله
» لحـــــــــظه های آخــــــــر انتـــــــــظار
» تنها باخدا. خداجون خیلی دوستت دارم
» ما تا ظهور ایستاده ایم
» مشک تهی دست جدا نوحه و مرثیه
» خادم علمدار
» عطش
» عشقم اباصالح
» یاربیع الانام
» ˙·٠●❤✾☫عشق یعنی با خدا تنها شدن☫✾❤●٠·˙
» اشک الهی
» ندبه های دلتنگی
» عاشقان اقا(ع)
» فروش ساعت زنانه
» سایت حمزه سید الشهداء
» وهّابیتــ
» مـــهــدویــت
» نماز بهترین مهر قبولی
» ایینه خدا
» نردبام عشق...
» مداحی میرزا علی
»
» عمو عباس
» پرستوی سرزمین موجهای زلال
» beh-mad
» ارغوانی برای همه
» تمنا
» طریقت عشق
» لبیک یا مهدی
» حرفای یه نیمچه مذهبی
» ஐ♣♣ عشق پاک ஐ♣♣
» طپیدنهای دل
» كبوتر مهاجر
» ذاکر اهل بیت...
» قرارمون تو آسمون دلامون اما رو زمین
» گل سرخ عاشقی
» مدیون حسینم مجنون اباالفضل محزون زینب
» بهشت الزهرا
» متحول شو
» نسیم سحر
» آتش دل
» عاشقانه ی آرام
» منتظران ظهور
» فقط خدا
» عاشقان مهدی
» پرستوی سرزمین موجهای زلال
» بیت العبّاس
» فکر سپید
» نگاه و تفکر
» !خیالی نیست....
» دفترخاطرات
» سخن عشق در حكمتانه
» لاتقنطوا
» یـا ابـن بـنـت خیــرالمــرسلیــن
» ♥♥♥ دنیـــــــــــــای احســـــــــاس ♥♥♥
» ஐ♣♣ عشق پاک ஐ♣♣
» عاقل دیوونه
» لبخند آرامش
» لبیک
» عرفانی
» (هیئت حسینیه اعظم کرمان)
» مهرآمیز
» سکوت دل
» : : : . . . نجـات دهنـــــده . . . : : :
» گل سرخ عاشقی
» طه
» فدائیان انقلاب مهدی (عجل الله تعالی فرجه )
» ****پزشک کوچک****
» آل یاسین علیهم السلام
» عاشقان مهدی
» با من حرف بزن
» football
» داستان ادامه دارد
» مدیون حسینم. مجنون اباالفضل. محزون زینب
» ♥♥♥ دنیـــــــــــــای احســـــــــاس ♥♥♥
» آفتاب مهربانی
» صراط شیعه. فقط علی امیرالمومنین است.
» عاشقان حضرت مهدی (عج)
» مداحی میرزا علی
» نوش اباد مهد عاشورا
» neveshteman
» قلبی شکست و دور و برش را خـــــــدا گرفت
» یامهدی ادرکنی
» افتاب مهربانی
» طه
» ❶❷استخدام فوری داغ داغ❷❶
» عاشقان حضرت مهدی (عج)
» هیئت عشاق الزهرا(س)sیدان
» امروز کربلاست. ما کجاییم؟
» : بزرگترین گالری عکس شیعه :
» سرباز نماز
» عاشقان حضرت فاطمه الزهرا(س)
» ☂ چتر حجـــــــابــــــ ☂
» بـــــ☁ــــارانـ
» فوکوس
» یا مهدی (عج) ادرکنی
» عاشق خمینی
» ◄عاشقی♥جـونم دردسـ®ر دارهـ‡↑•
» سبک و شعر مداحی شعف
» پایان خوب انتظار
» عزاداران عاشقان حسین(علیه السلام)بیدگل
» تارنمای اختصاصی کربلایی میلاد مجنونی
» ندای یک بسیجی عاشق
» سیدتی یا رقیه
» دو بانوی دمشق
» یابقیه الله
» کانون اندیشه جوان / دانشجویان واحد رودهن
» عاشورا تا ظهور

مطالب پیشین

» درد و دل با امام زمان(عج)
» درد آواره بودن.....
»
»
»
»
» اطلاعیه
»
» سلام دوستای عزیزم....
»
» مدافع حرم بی بی زینب....
» شهادت مولامون.....
» آخرین خبر از حرم حضرت رقیه سلام الله علیها
» انا کلب الرقیه.....
» گزارش مدافعان حرم4

آرشيو مطالب

» اردیبهشت 1393
» آبان 1392
» شهریور 1392
» مرداد 1392
» تیر 1392
» اردیبهشت 1392
» فروردین 1392
» اسفند 1391
» بهمن 1391
» دی 1391
» آذر 1391
» آبان 1391
» ادامه آرشیو مطالب

پیوند های روزانه

» دفاع ازحریم صحابه
» منتظر
» لیست تمام پیوند ها

امکانات جانبی

وبلاگ دوستداران کربلایی جوادمقدم



RSS

گزارش مدافعان حرم4

مراسم مدافعین حرم ۴ در حالی برگزار شد که نیومدن حمید علیمی خلاء بزرگی را در این مراسم ایجاد کرد،هرچند

 با حضور جواد مقدم و سید مجید بنی فاطمه مراسم در خور و شایسته ای برگزار شد

تقریبا ساعت شش بود که در میدان امام حسین بودم.ازدحام جمعیت واقعا زیاد بود.جمعیت زیادی در میدان حضور

 داشتند.و منتظر شروع مراسم بودند.روبروی حضار یک "سن" کوتاه قرار داشت که محل استقرار مداحان بود

 و بالاتر از آن "سن" بلندتری بود که علاوه بر حضور گروه دمام زنی ،عکاسان و فیلم برداران را هم در خود جا

 داده بود.از طریق پرده های بزرگ سینمایی نصب شده در میدان سبک های استدویی حاج رضا هلالی پخش می

 شد.سبک هایی مثل "منو و دل کندن از دلبر محاله"،"شلمچه سرزمین عشق و ایمان، "وااااای مادرم " و....

در میان بعد از سپری شدن تقریبا یک ساعت گروه دمام کار خود را آغاز کرد.که همراه با نوای حیدر حیدر و زینب

زینب جمعیت شد.حاج رضا هلالی بعد در این میان با نوای حیدر حیدر و یک شعر حماسی در وصف  آقا امیر

المومنین گروه دمام و جمعیت را همراهی کردند.چند دقیقه بعد حاج رضا میکروفن را به دختر کوچکی دادند که

 شعری را در وصف حضرت زینب بخواند که الحق ایشان از پس این کار خوب برآمدند.واقعا خدا حفظشون

کنه.جلسه به هم ریخته بود.شعر سوزناک این دختر بچه کم سن و سال که پیشونی بند مدافعین حرم هم بسته

 بودند باعث شد حال و هوای جمعیت عوض بشه.

بعد از اون بود که حاج روح الله بهمنی سبک های "ای پدر و مادر من" و همچینین سبک معروف "ای که در دست

خود داری کلید عرض اعلا " را همراه با دمام خوانند و کم کم جلسه برای سخنرانی استاد پناهیان آماده

شد.خدارو شکر حاج آقا رعایت شرایط سخت روزه داران رو کردند و یک سری صحبت های خیلی کوتاه و مختصر

اما مفید در مورد حضرت زینب و تعرض به حرم مطهرشون برای حضار قرائت فرمودند و جلسه را تحویل دادند.


 روضه خوانی جلسه را سید مجید بنی فاطمه آغاز کردند.روضه ای احساسی و زیبا در وصف درد دل های حضرت زینب با امیرالمومنین  و گذری سوزناکی به کربلا.بعد از اون هم همراه با ذکر گویی حاج روح الله بهمنی،آسید

 مجید یک شور زیبا در وصف مدافعین حرم خواندند و میکروفن را تحویل آقا جواد مقدم دادند.آقا جواد جلسه را

ساکت کردند و گفتند که:من به رضا هم گفتم که اگه اومدم باید این جمله رو بگم.همه دستاتون رو مشت کنید.و

با آخرین  توانتون صد بزنید. بر دشمن مرتضی علی لعنت بعد از چند باری که آوای لعنت فضای میدان امام حسین

را پر کرد.

 ایشون سبک شور زیبایی را خواندند.(ای که به شام سیاه مهتابی).که یه تیکه کوتاه از سبک اشاره به رسول

 ترک و سید جواد ذاکر و علی گندابی شد که در جلسه غوغایی به پا کرد.حاج رضا هلالی مشغول ذکر گفتن شدند و آقا جواد

 مقدم هم به تریتیب سبک های "مست و مدهوش شش گوشه ام" و "دوباره توی این دلم غصه داره" رو خوندند

که باعث شد شور و حال عجیبی میدان امام حسین رو پر کنه.

در این میان بیشتر جمعیت جویا احوال آقای علیمی بودند و این که چرا بر روی جایگاه حاضر نمی شود.بعد از سبک

 های زیبای آقای مقدم،آقای هلالی شعر به یاد ماندنی "دنیای من آقای من" را همراه با جمعیت خواندند و بعد از

آن هم سبک ماندگار "ما خانه به دوشیم" همراه با ذکر گویی آقا جوادخوانده شد.ذکر زیبای آقای مقدم و فریاد

های سوزناک حاج رضا هلالی از قسمت های زیبای جلسه بود که حال همه را دگرگون کرد.بعد از آقای هلالی

نوبت به حاج روح الله بهمنی بود که بر روی ذکر گویی کربلایی جواد مقدم شور زیبای "زنجیر عشق تو عمری رو

گردنمه" رو خوندند.

در این میان حاج رضا فرصت رو غنیمت شمردند و تیر خلاص رو به حضار زندن و اون هم این بود که "آقای علیمی

نمیاد".ایشون ادامه دادند که حالا فکر نکنید اتفاقی افتاده یا سوتفاهم بشه.ایشون گفتند اگه اتفاقی تو سوریه

 بیفته باید برگردم سوریه.مثل این که برگشتن سوریه.(تو پست بعدی توضیح میدم)و البته آقا جواد هم گفتند که

ای کاش حمید هم بود تا می خوند ؛ استفاده می کردیم.

در انتهای جلسه آقا جواد مقدم با جمله زیبای "ما همه سید جواد ذاکریم"حال و هوای جلسه رو عوض کردند و

 بعد از اون خواندن سبک های "انا کلب الرقیه" و "یاحسین غریب مادر" طنین حسین حسین زیبایی را در

 میدان امام حسین به راه انداخت.شاید اولین بار بود که نام سید جواد ذاکر در یک محفل عمومی به این بزرگی و

عظمت برده می شد و از اشعار او یاد می شد.حتی برایب چند لحظه ای سید مجید بنی فاطمه هم میکرفون را

گرفت و با خواندن سبک "دل هرکی یه یاری داره" یادی از مرحوم ذاکر کردند.

جلسه با روضه خوانی سید مجید به پایان رسید و جمعیت کم کم حرکت کردند تا به افطار برسند.اما واقعا خلاء

نبود حمید علیمی باعث شد افراد زیادی با یه حالت یاس آوری جلسه رو ترک کنیم.هرچند چیزی ازارزش های جلسه کم نشد.



نوشته شده توسط کلب الرقیه در چهارشنبه نهم مرداد 1392

مدافعان حرم4



نوشته شده توسط کلب الرقیه در دوشنبه هفتم مرداد 1392

دلــم گـرفتـه....

از حجر و دوری " غربت صبوری  "


   لبخند زوری  " دلــم گـرفتـه ...


 دیگه بریدم ...  هرجا رسیدم هرکی رو دیدم کربلا رفته

 

  میدونی چند سالیه  جام تو صحنت خالیه ...

 

  چشمام باز بارون میبارن ...

 

  دیگه اما و اگه نداره آقا مگه آدم بدا دل ندارن ...

 

      مولا ابـا عـبـدالله

 

   با غصه خوردن ...  اسمت رو بردن ...

 

  تا وقته مردن من روضه خونم ...

 

  اگه ایشا الله رفتم کربلا تا زنده هستم به تو مدیونم "

 

  مدیونه سقا خونه " بغضه نقاره خونه" مدیونه صحن گوهرشاد

 

  مدیونه اون پارچه سبزی که ...

 

   با اشک و گریه بستم به پنجره فولاد

 

       مولا ابـا عـبدالله

 

  از عشق ، ممنونم عمریه مدیونم ...

 

  بازم شرمنده ...

 

  هواتو کرده دلی که جلده حرم شماست


     مولا ابـا عـبدالله

http://qafelehshohada.parsiblog.com/Files/88.jpg


   غمت پایانی ندارد حســـین ...



نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه بیست و دوم تیر 1392

ای خدا مارا کربـلایـی کن ...

ترسم ...!
 
 که شعر سنگ قبرم این شود :
 
 او کربـلا ... را ندید ...  و مـُرد ...
 
  می ترسم ...!
 
  به گور ببرم ... آقاجان به گور ...
 
  ای خدا مارا کربـلایـی کن ...
 
 بعد آن با ما هر چه خواهی کن ...


نوشته شده توسط کلب الرقیه در پنجشنبه بیستم تیر 1392

هل من ناصر ینصرنی

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:

لبیک یاحسین! لبیک...

حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...

و من باز می گویم: لبیک یاحسین!

حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:

لبیک یاحسین!


حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:لبیک یاحسینلبیک...

حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک...

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک... 

حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...

من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک...

خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم:

اللهم عجل لولیک الفرج...

حسین به مهدی نگاه می کند و می گوید:

"مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم من کسی نبود یاریم کند و ادعا کننده ای هم نبود تو از من مظلوم تری..."

به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:

"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند...

مهدی تنهاست...حسین تنهاست...



نوشته شده توسط کلب الرقیه در پنجشنبه بیستم تیر 1392

یک ماه عطش ،

به احترام " حسین بن علی و فرزندانش "

... اینگونه شد که

رمضان

خلق شد !

السلام علیک یا عطشان ...
ماه رمضان


نوشته شده توسط کلب الرقیه در پنجشنبه بیستم تیر 1392

این روز ها ضریح قدیمی چه می کشد ...

      http://qafelehshohada.parsiblog.com/Files/88.jpg
من دوری از حرم کشیده ام و درک می کنم ...
 
این روز ها ضریح قدیمی چه می کشد ...
 


نوشته شده توسط کلب الرقیه در پنجشنبه بیستم تیر 1392

من سگ رو سیه وادی ارباب حسینم

من سگ رو سیه وادی ارباب حسینم    

من پارس کنان منتظر نگاه ارباب حسینم

من مفتخر کنیه کلب در درگاه حسینم

من بیش ترینم چون عاشق اربابحسینم 

قلاده عشق اوبه گردن  زنجیر به پایم 

                             ولگردترینم که رام دردرگاهحسینم                            

 چشم خودخیره کنان زبان دراز کرده ام 

دم تکان پارس کنان جائر درگاه حسینم

همچو آن سگی که بیمار به حاری شده است 

من همان جانی ودیوانه ی ارباب حسینم

استخوان خوار شدم ساکن درگاه حسینم

من جفاپیشه وبی وفا به ارباب حسینم

کاسه لیسان درش مالک عالم شده اند 

من مشتری مانده غذای سگ درگاه حسینم




نوشته شده توسط کلب الرقیه در سه شنبه هجدهم تیر 1392

سگان اصحاب آل الله شرفی ویژه دارند

دنیا را سگ برداشته !!! همه به سگهایشان مینازند و سگ سگانشان می شوند .

ولی سگان اصحاب آل الله شرفی ویژه دارند بر همه ی مخلوقات ِ غیر....! 

یکی ادعای رسالت میکند . یکی ادعای اصحاب امام زمان بودن . یکی نوکر و دیگری گدا . یک عده هم خود را سگ میخوانند ... ما هم می کوشیم فنا فی الله شویم...! 

اما تا اینجا سگ سگان....

بزرگانی چون شیخ مفید ، شیخ بهایی ، خواجه نصیر طوسی ،علامه امینی ، علامه حسن زاده . علامه جوادی آملی مرحوم  کمپانی و عرفا و فضلای دیگر از این الفاظ استفاده میکنند....


وحیدم من اگر در جرم و تقصیر /// سگی بودم شدم در کوی تو پیر

بر آن خانی که یک عالم نشسته /// سگی هم در کنارش پاشکسته

تو که قاتل به خان خود بخوانی /// نپندارم که این سگ را برانی

    ( آیت الله وحید خراسانی )

میگن نگید سگ کوی حسینیم

نگید سگای بین الحرمینیم

میگن امام حسین که سگ نمیخواد

آقا آدم میخواد وآدمیزاد

یادش بخیر قدیماحرف روز بود

حرف قدیمیا کاش که هنوز بود

یادش بخیر که سگ شدن هدف بود

هرکی سگ حسین بود باشرف بود

سگ  کوی تو برعالم شرف داشت

شعراین شاعرسوخته هدف داشت

حال میگن نگید سگیم که زشته

هرکی آدم بشه جاش توبهشته

مگه آدمو ازبهشت نروندن

مارو به جرم او اینجا کشوندن

آدمارو می بینم وفا ندارن

توی حرفاشون دیگه صفاندارن

دیگه سینه زدن عاره براشون

دیگه وا نمیشه تو روضه پاشون

پیرهن مشکی فقط ده شبه آقا

این جواب لطفای زینبه آقا

اینهمه سگ توام نتیجه داده

حالا بازار سگ بودن کساده

کسی از سگ شدن دیگه نخونده

همه آدم شدن سگی نمونده

نمیگم کار من درسته مردم

ولی از گفته هام برنمیگردم

حرف مرد یکیه ویکی می مونه

سگ حسین شدن آرزومونه

اگه عقل اینه که ازت جداشم

آدم بشم قاطی آدماشم

میخوام که تاابد دیوونه باشم

سگ عوعوکن میخونه باشم

اگه برای مردم ننگ وعاره

ولی برای من یه افتخاره

آقاجون کاش منوقابل بدونی

سگ کوی ابوفاضل بدونی



نوشته شده توسط کلب الرقیه در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392

فضيلت كربلا بر مكه

امام صادق عليه السلام فرمودند:

مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،

و اگر خاك كربلا نبود تو را فضيلت نميدادم ، و اگر آن شخص (امام حسين عليه السلام ) كه در آنجا مدفون است نبود نه تو را و نه خانه را خلق مى كردم پس بجاى خود باش و تواضع و خشوع نما، و تكبّر مكن بر كربلا و الّا تو را به جهنّم خواهم انداخت . (1)

متن عربی این حدیث :عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .

و قال على بن الحسين عليه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان يتّخذ مكّة حرما باربعة عشرين الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى (2)

امام سجّاد عليه السلام فرمودند:

خداوند زمين كربلا را حرم قرار داد 24 هزار سال قبل از آنكه مكّه را حرم قرار دهد، و آن زمين ميدرخشد براى مردم بهشت مانند ستاره درخشان .

و عن ابى جعفر عليه السلام قال خلق اللّه كربلا قبل ان يخلق الكعبة باربعة عشرين الف عامٍ و قدّسها و بارك عليها فما زالت قبل ان يخلق اللّه الخلق مقدّسة و مباركة و لاتزال كذلك و جعلها اللّه افضل الارض فى الجنّة .

و امام باقر عليه السلام مى فرمايد: خداوند كربلا را خلق كرد 24 هزار سال قبل از آنكه كعبه را خلق نمايد و آن زمين را مقدس نمود و بركت داد و قبل از آن خلق ننموده بود مقدّسى و مباركى مانند آن زمين و خداوند زمين كربلا را در بهشت افضل زمينها قرار داده است .(3)

 

پی نوشتها :

1- خصائص الحسينيه ص 327.

2- بحار الانوار ج 10 - تحفة الزّائر

3- كشكول النور ج 1 ص 14



نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه دوازدهم اسفند 1391

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی؟"

و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:

لبیک یاحسین! لبیک...

حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...

و من باز می گویم: لبیک یاحسین!

حسین شمشیر می خورد من سر پدرم داد می زنم و می گویم:

لبیک یا حسین!

کاغذ دیواری امام حسین علیه السلام 24

حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:لبیک یا حسین! لبیک...

حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس خنده های مستانه ام فریاد میزنم: لبیک... 

حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

من به دوستم دروغ میگویم و باز فریاد می زنم: لبیک... 

حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...

من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک...

خورشید غروب کرده است...

من لبخندی می زنم و می گویم:

اللهم عجل لولیک الفرج...

حسین به مهدی نگاه می کند و می گوید:

"مهدی من کسی را نداشتم که بگوید سرباز توئم من کسی نبود یاریم کند و ادعا کننده ای هم نبود تو از من مظلوم تری..."

به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:

"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند...

مهدی تنهاست...حسین تنهاست...

کربلایی دیگر در راه است...




نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه دوازدهم اسفند 1391

السلام عليك يا ابا عبد الله الحسین علیه السلام...

ارباب بی کفن،آقا سلامٌ علیک


حسين جانم! به خدا عزيزتر از پدر و مادر در اين دنيا ندارم اگر چيزي قيمتي تر از اين داشتم ديگر نمي گفتم بأبي انت و امي و نفسي و اهلي يا اباعبدالله ...


حسين جانم!مي دانيد نماز اول وقت به حرمت شماست كه شرافت گرفت!چون نماز اول وقت، وقت نماز شماست... وقت ركوع شماست.... وقت عروج ياران شماست...حسين جانم!در كربلا غوغايي شد كه هفتاد و دو آيه بر مُلك وحي نازل كرد...از اين سرزمين هر روز ندايي به آسمان بلند است....جبرئيل چرا معطلي! اقراء ...سوره حسين را بخوان!

بسم الرب الحسين ، عباس ، علي ،علي.....

بگذار تا يادم نرفته سئوالي را از شما بپرسم...

ادب يعني چه؟ 

آقا جان چرا من سئوال مي پرسم و شما فقط به عباس نگاه مي كنيد؟!راستي از همه سوي مشك برادرتان عباس آب مي ريزد....بچه هاي هيئت همه از تشنگي سيراب شدند...عباس كه براي دشمن رجز نخواند دارد براي شما ترانه مي سازد!ولله ان قطعتموا يمينياني احامي ابداً عن ديني....حسين جانم!شما كه دل من را بردي...اما مگر مي شود دلرباي عالم!دلي را برده باشي كه به زخم معصيت خونابه باشد؟!شنيده ام در آن هنگامه جنگ زخم هاي حر را به دستمال سبزي بسته اي...آقا جانم!از آن دستمال چيزي براي دل من هم مانده است؟!تو رو خدا بس است حسين جان...خواهش مي كنم بس است ديگر...بازوانت خسته اند ديگر...مگر نمي شنويد نداي اهل آسمان را!قبول است .... قبول!

همه شهادت مي دهند كه شما بهترين سرِّ باز خدايي...آقا جان رسم عرب اين است كه وقتي كسي از اهالي خانه اي خونش به ناحق زمين ريخته مي شود تا وقتي انتقام خون او گرفته نشده بر سر در آن خانه پرچم سرخ نصب كنند. اين پرچم وقتي جايش را به پرچم سياه مي دهد كه كسي انتقام خون ريخته شده را بگيرد....

صدها سال است كه گنبد طلايي شما پرچمش سرخ است...

والپیپرههای امام حسین علیه السلام 8

حسين جانم!فرزند شما با دعاي ما كه نيامد...تو را به مادرتان قسم شما دعا كنيد كه بيايد....



نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه دوازدهم اسفند 1391

:::: انگشتر امام حسین(عليه السلام) بعد از دزدیده شدن به چه كسی رسید؟ ::::

انگشتر امام حسین(عليه السلام) بعد از دزدیده شدن به چه كسی رسید؟

در این باره روایتی در امالی صدوق وجود دارد که تقدیم می شود:


«سَأَلْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنْ خَاتَمِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع إِلَى مَنْ صَارَ وَ ذَكَرْتُ لَهُ أَنِّی سَمِعْتُ أَنَّهُ أُخِذَ مِنْ إِصْبَعِهِ فِیمَا أُخِذَ قَالَ ع لَیْسَ كَمَا قَالُوا إِنَّ الْحُسَیْنَ ع أَوْصَى إِلَى ابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع وَ جَعَلَ خَاتَمَهُ فِی إِصْبَعِهِ وَ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَهُ كَمَا فَعَلَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص بِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ فَعَلَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ بِالْحَسَنِ ع وَ فَعَلَهُ الْحَسَنُ بِالْحُسَیْنِ ع ثُمَّ صَارَ ذَلِكَ الْخَاتَمُ إِلَى أَبِی ع بَعْدَ أَبِیهِ وَ مِنْهُ صَارَ إِلَیَّ فَهُوَ عِنْدِی وَ إِنِّی أَلْبَسُهُ كُلَّ جُمُعَةٍ وَ أُصَلِّی فِیهِ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ فَدَخَلْتُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْجُمُعَةِ

وَ هُوَ یُصَلِّی فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ الصَّلَاةِ مَدَّ إِلَیَّ یَدَهُ فَرَأَیْتُ فِی إِصْبَعِهِ خَاتَماً نَقْشُهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عُدَّةٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ فَقَالَ 

هَذَا خَاتَمُ جَدِّی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع؛[1]


شیخ صدوق از محمد بن مسلم روایت كرده است كه او گفت: 

از امام صادق(عليه السلام) سوال كردم از انگشترحسین بن علی(عليه السلام) كه به دست چه كسی افتاد؟ 

و به آنحضرت عرض كردم كه: من شنیدم كه آن انگشتر مانند چیزهای دیگر غارت شد.


امام صادق(عليه السلام) فرمود:«چنین نیست كه گفته اند؛

بلكه حسین بن علی(عليه السلام) به فرزندش علی بن الحسین(عليه السلام) وصیت كرد و انگشترخود را در انگشت او نمود، و امر خود را به او واگذار كرد همانگونه كه پیامبر(صلي الله عليه و اله و سلم) با امیرالمومنین(عليه السلام) چنین كرد،

و امام علی(عليه السلام) با حسن(عليه السلام) و امام حسن(عليه السلام) با حسین(عليه السلام) انجام داد.


سپس آن انگشتر به پدرم بعد از پدرش رسید، و از پدرم به من منتقل گردید.

و آن اكنون نزد من است ومن آن را هر جمعه به دست می كنم و با آن نماز می خوانم.

محمد بن مسلم گوید:م ن روز جمعه بر آن حضرت وارد شدم و آن حضرت مشغول نمازبود، هنگامی كه از نماز فارغ شد دست خود را به سویم كشید ومن در انگشت آن حضرت انگشتری دیدم كه نقش آن «لا اله الا الله عُدَّةٌ للقاء الله» بود،پس فرمود:

این انگشترجدّم ابوعبدالله حسین بن علی(عليه السلام)است».


این روایت در بحار الأنوار ، ج‏43، ص: 248 نیز نقل شده است.

[1]. أمالی الصدوق،ص144 ، المجلس التاسع و العشرون 



نوشته شده توسط کلب الرقیه در چهارشنبه نهم اسفند 1391

تو دادگاه عاقلا محکومم

یه مداحی فوقالعاده قشنگ از کربلایی حسین عینی فر هرکی عاشقه باذکر یک صلوات گوش کنه

شور-حسین عینی فرد-تو دادگاه عاقلا محکومم



نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه پنجم اسفند 1391

هر کس خود را سگ حضرت رقیه بداند فضیلت است

حجت الاسلام و المسلمین شیخ مهدی دانشمند چنین نقل کردند که:

بنده حدود ده سال پیش گمان میکردم که هرکس خود را سگ اهل بیت علیهم السلام بداند ارزش انسانی خویش را پایین آورده است. یک روز که در محضر استاد خود ،مرحوم حاج سید حسن فقیه امامی (ره) بودم این مسئله را از ایشان سوال کردم. آیت الله فقیه امامی پاسخ دادند:

چنین نیست که شما تصور میکنید! اتفاقا هرکس خود را سگ اهل بیت علیهم السلام و سگ حضرت رقیه بداند  ارزش خود را بالا برده و این یک فضیلت است! سگ به صاحبش وفا دارد ولی انصافا کدام یک از ما نسبت به اهل بیت علیهم السلام وفاداری نمودیم؟ ما لایق مقام ارزشمند سگ اهل بیت بودن نیستیم...

آیت الله سید حسن فقیه امامی
مرحوم آیت الله سید حسن فقیه امامی


حجت الاسلام والمسلمین دانشمند صحبتهای خود را چنین ادامه داد:

وقتی این سخنان را از استاد شنیدم بلافاصله از گمان اشتباهی که در گذشته داشتم استغفار کردم. دفعه بعدی هم که به کربلا مشرف شدم از امام حسین علیه السلام پوزش طلبیدم!





نوشته شده توسط کلب الرقیه در چهارشنبه دوم اسفند 1391

زبانحال خودم...

من سگ رو سیه وادی ارباب حسینم    

من پارس کنان منتظر نگاه ارباب حسینم 

من مفتخر کنیه کلب در درگاه حسینم 

من بیش ترینم چون عاشق ارباب حسینم 

قلاده عشق اوبه گردن  زنجیر به پایم 

                             ولگردترینم که رام دردرگاه حسینم                              

چشم خودخیره کنان زبان دراز کرده ام

دم تکان پارس کنان جائر درگاه حسینم 

همچو آن سگی که بیمار به حاری شده است

من همان جانی ودیوانه ی ارباب حسینم 

استخوان خوار شدم ساکن درگاه شدم

من جفاپیشه وبی وفا به ارباب حسینم 

کاسه لیسان درش مالک عالم شده اند

من مشتری مانده غذای سگ درگاه حسینم 




نوشته شده توسط کلب الرقیه در دوشنبه سی ام بهمن 1391

خدا صبرت بده ضریح...

از همون روز که فهمیدم میخوان ضریحو عوض کنن دلم گرفت...

تموم رویای حرم برای من با اون ضریح ساخته شده بود...

ساعت ها نگاهم به اون دوخته شده بود...

دستامو گره انداخته بودم به زلف اون ضریح و آیه نور رو زمزمه میکردم...

پیشونیم رو روی شونه اون ضریح گذاشته بودم و باریده بودم کنار ارباب...

حتی لباس آخرتم رو کنار اون...

و حالا تموم رویام رو...

حتی دلم راضی نشد برم ضریح جدید رو ببینم... 

حال ِ اوناییکه میرفتن زیارت ضریحِ جدید رو نمیفهمیدم... 

واقعیتش عکساش هم به دلم ننشست...

خدا خدا میکردم بتونم تا قبل تعویض بازم برم کربلا... 

اما نشد... 

نشد برای آخرین بار...

حالا این روزا با دیدن این عکسا دلم آشوب میشه...

انگار دارن تمام رویام رو خراب میکنن... انگار...

طفلی ضریح... 

خدا میدونه دل ِ اون چقدر داغونه...

این همه سال کنار ارباب و توی بهشت بود و حالا... 

خدا صبرت بده ضریح...




نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه هفتم بهمن 1391

دارد تمام می شود آقا عزای تو

دارد تمام می شود آقا عزای تو

کم گریه کرده ایم محرم و صفر برای تو


دارد چه زود سفره تو جمع می شود

تازه نشسته ایم بخوریم از غذای تو


شبهاي آخر است گدا را حلال كن

اين هم بساطِ نوكر ِ بي دست و پاي تو


ما را ببخش گريه ي سيري نكرده ايم

چشمانِ خشكِ ما خجل از اين عزاي تو


هر روز روز تو همه جا محضر شما

یعنی که هست هر چه زمین کربلای تو


میل دوبارگی بهشت آدمی نداشت

وقتی شنید گوشه ای از روضه های تو


کی دست خالی از در این خانه رفته است

دست پر است تا به قیامت گدای تو


تنها بلد شدیم تباکی کنیم و بس

گریه کند برای تو صاحب عزای تو


گریه کن تو حضرت زهراست والسلام

جانم فدای فاطمه و جانم فدای تو



نوشته شده توسط کلب الرقیه در شنبه بیست و سوم دی 1391


Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by imamasr313
This Themplate By maxtemp.mihanblog.com